
قلب سار میان ساعتدیگر نمی زندعقربه شمار گیجش بی پروادور حصاری بی پایان نفس نفس میزندکنج لبهایم هجای سنگین سکوتتقلایی مزورانه داردوقت چله نشینی ستچند تکه شعر بی سرانجامبر آسمان عقیم این شهر غریبمی کشم و می روم وقتی هیچ کسی نیست تا دستپاچگی های کودکانه ام را تمام کند #میترا_خان آبادیآبان -۹۵...
ادامه مطلب