ذهنم را شخم می زنم
صدایی در سرم می پیچد
جنگ است میان دانه و کلاغ انگار
مزرعه مبتلاست گویا
این صدا چطور جا مانده در ذهن زخمی من
ما که نیستیم اینجا
ما رفته ایم،
سالهای مدام در آزمون های پیاپی
در چمدان دوستان
در شلیک بی وقفه فیلم ها ،عکس ها
ما رفته های جامانده ایم
اسیران بی خاک ،پُر درد
زندانی در قفس سرزمین مادری
چه تناقض غریبی ست در دامن مادر اسیر باشی
ما رفته های جامانده ایم
ودیگر هیچ.
میترا خان آبادی
دیماه ۹۸
برچسب:
نویسنده: مینا کریمیان