مي بينم چشمهاي عصيان زده ام را
در قابي اندوه ناك، هر صبح
ستاره هاي صامتش را
سُر مي دهد بر دشتي نه فراخ
و انگشتان رياكار و گمراهم
با عطري سرگردان و مرموز
جا مي گذارد بر سينه ي گونه هاي سرد و خسته ام
رد پاي خميده و لاغري را كه
"سخت ،سست بنياد است"
...
تهي مي شود ناگاه
هر صبح ،
قاب اندوه زده
و در پيله ي تنهايي خويش
روياي رسيدن ، مي بافد.
..........................................
وديگر هيچ !
پ.ن1:
می دونی!
خوشگلی در اصل هیچ ربطی به قیافه نداره,درباره رنگ مو یا سایز یا شکل نیست,
همه اش اینجاست,به نوع "راه رفتن" و "صحبت کردن" و "فکر کردن" آدم بستگی داره,
جادو اینه که راست بایستی,مستقیم در چشم مردم نگاه کنی,لبخندی کُشنده به طرفشون پرتاب
کنی و بگی گورت رو گم کن,من فوق العاده ام!
پ.ن2:

مُد شده آدما هر روز ساعتها برن کافه اون گوشه بشینن یه کتاب سخت از یه نویسنده ی سخت رو بذارن رو میز و کادر عکسشونو طوری ببنندن که داخل عکس یه فنجون قهوه , چندتا سیگار و فندک باشه و بدون اینکه خطی از اون کتابه رو خونده باشن عکس بگیرن بذارن اینستاگرام و بنویسن زیرش : من و تنهائی که تورا می خواند
مُد شده که دخترا تو مکالمات روزمره شون کلمات جنسی و خوار مادری بکار ببرن که به طرفشون بگن خیلی دیگه بزرگ شدن و درک نا متناهی ای از دنیا پیدا کردن و بلدن رو پا خودشون وایسن و مي خوان بگن فکر کردن به منو از سرت بیرون کن لطفن
مُد شده که همه اسم ازدواج که میاد فحش اول آخر به پیشنهاد دهنده بدن و از برنامه های فضایی برای ادامه زندگیشون بگن و محقق شدن اون برنامه ها رو در گرو مجرد بودنشون بیان کنن و تا سالیان سال درجا بزنن و قبول نکنن که مسیر طبیعی کدومه
مُد شده که همه سیگار بکشن و هنگام پُک زدن چنان چشماشونو خمار و قیافه شونو مثل جنگ زده ها کنن که هر کی دیدشون بفهمه این چقدر آدم عمیقیه و چقدر همه چیزو می دونه. لازم نیست بدونی چرا می کشه یا اصلن این نیکوتین چه تاثیری داره یا اصلن دودشو تو ریه اش میره و جذب میشه یا فقط دود می کنه . هیچی اینا لازم نیست . فقط مُده که این سیگاره دستش باشه
مُد شده مانتوهای پارچه گونی و کفشای تیکه پاره و عینک گرد و ریش بلند و پریشون داشته باشه که خودشو فارغ از امور دنیوی و جذابیت های ظاهری و عامه نشون بده چون مُده
اين روزا همه چيز در حد يه پوسته ي ظاهري مي مونه به عمق نمي رسه
برچسب:
نویسنده: مینا کریمیان